طنز؛ تشریح کالبد به زبان ساده – اخبار ورزشی و رزمی

محمدامین فرشادمهر در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:

«برخلاف آنچه که یک سری افراد معلوم‌الحال در بوق و کرنا می‌کنند، اوضاع اشتغال در مملکت همیشه خوب و سرحال بوده و هست
یعنی اولا پرتقال طی یک واکنش گرماده به لحاظ قیمتی به پیاز (موز سابق) تبدیل می‌شود، ثانیا آن‌قدر دست به دست چرخیده که تا چند روز پس از خرید به علت سرگیجه فقط در ورودی دستشویی می‌ایستد و تگری می‌زند. از دیگر مشاغل موجود که جوانان از آن غافل مانده‌اند مزدوری و جیره‌خواری است. این قشر هم به جای اینکه دست روی دست بگذارند و دایم از بیکاری بنالند، شغل شریف جیره‌خواری را پیش می‌گیرند. یعنی جیره خودشان را می‌خورند و منت قصاب را نمی‌کشند. یا مثلا افراد قلچماقی که از زور بازوی‌شان ممر درآمد دارند. به هرحال تلاش کرده‌اند، آمپول زده‌اند، کتونی زرنگی‌شان را پوشیده‌اند، حبسش را کشیده‌اند و الان ثمره تلاش‌شان را می‌گیرند. البته این عزیزان هم مشکلات خودشان را دارند. مثلا «برخی و فقط برخی» از این‌ها از خروسخوان باید با دستفروش‌ها سر و کله بزنند.

اگر هم سر و کله جواب نداد، سر و کله و کف گرگی و چوب بزنند. همین پریروز در صحبت دوستانه‌ای که بین یکی از این‌ها و یک وانتی میوه‌فروش پیش آمد، میوه‌فروش در کمال بی‌شرمی صاف صاف در چشم سدمعبر معصوم نگاه کرد و بدون توجه به اینکه شاید بند دل طرفش پاره بشود، سکته کرد و مرد. به هرحال یکسری به خشونت و عربده‌کشی گرایش دارند، نباید که روح خشونت را در درون آدم‌ها کشت! شما هم گول هیکل این‌ها را نخورید. این عزیزان مثل سرندپیتی فقط هیکل گنده کرده‌اند، درون‌شان مقداری قلب هم وجود دارد. همین نمونه که برای‌تان آورده‌ام و مثل کنسرو از محل مناسبش بازش کرده‌ام هم، در زمان حیاتش مسئول خیلی از مسائل بوده ولی حتی همین هم قلب دارد. برای تمرین خوب بگردید، هرکدام‌تان که پیدایش کرد، نمره مستمرش را کامل می‌دهم».

محمدامین فرشادمهر در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
«برخلاف آنچه که یک سری افراد معلوم‌الحال در بوق و کرنا می‌کنند، اوضاع اشتغال در مملکت همیشه خوب و سرحال بوده و هست. تنها مشکلی که وجود دارد این است که اولا مبحث اشتغال خیلی اهل شوآف نیست، ثانیا مدیریت صحیحی برای نشاندن جوانان در پُست‌ها و سمت‌های موجود وجود ندارد. مثلا یک سری از مشاغل هستند که درآمد خوبی دارند اما اسم‌شان بد دررفته، آن هم به این خاطر است که می‌خواهند دست زیاد نشود، مثلا دلالی. یعنی شما از اورانیوم غنی شده و کیک زرد نادی بگیرید تا پوست موز در این مملکت قابلیت دلالی دارد. نمونه‌اش پرتقال که در باغات شمال به صورت تنی خریداری می‌شود اما به صورت مثقالی در میوه‌فروشی‌های شهر عرضه می‌گردد.

[استاد سیبی که تمام مدت در دستش بود را گاز زد و از اتاق تشریح خارج شد].

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *