کارتن خوابی مرجان 15 ساله با نوزادش – اخبار ورزشی و رزمی

خبرگزاری فارس در گزارشی نوشت: دوبار ازدواج کرده بود، برادرش مرتب اذیتش می کرد راه برگشت به خانه را نداشت تصمیم گرفت که اعتیادش را ترک کند تا به بچه اش محبت کند
مرجان نمیدانست چه کند، چرا که نه راه پیش داشت نه راه پس و باید می ماند حتی به قیمت اعتیادش…

وی می گوید: پس از این اتفاق، مرجان که دیگر سر پناهی نداشته بالاجبار با فرهاد که بیشتر روزها او را کتک می زد  زندگی می کند و به مرور او نیز برای فرار از مشکلات روحی اش به سمت  مصرف شیشه می رود.

حالا حدود یکسال از پاکی مرجان می گذرد و وی به همراه فرزندش در یکی کارگاه های تهران در حال فعالیت است و فرزندش نیز روزهای خوبی را می گذارند.

رضاعلی تصریح می کند: بعد از زایمان آزار و اذیت های همسرش به او و فرزندش بسیار بیشتر می شود و او شبانه از خانه فرار می کند.

کارتن خوابی در پارک ها ثمره ازدواج ناموفق مرجان ونوزادش در پارک ها و چادرها بوده سرانجام در یکی از شبگردی ها مددکاران موسسه با مرجان آشنا می شوند.
خبرگزاری فارس در گزارشی نوشت: دوبار ازدواج کرده بود، برادرش مرتب اذیتش می کرد راه برگشت به خانه را نداشت تصمیم گرفت که اعتیادش را ترک کند تا به بچه اش محبت کند.

در سن 15 سالگی به اصرار خانواده اش به ازدواجی ناخواسته تن می دهد و علی رغم اینکه او را نمی شناخت پای سفره عقد می نشیند.
نرجس رضا علی مددکار اجتماعی ماجرای ازدواج دوم مرجان و باردار شدنش را اینگونه تعریف می کند: خانواده مرجان بعد از اطلاع از ازدواج دوم مرجان او را طرد می کنند.

پس از طلاق به خانه پدری بازگشت و با سرزنش های برادرش روبرو می شود، کنایه های اطرافیان او را آزار می دهد و در نهایت تصمیم دیگری برای زندگی خود می گیرد. تصمیمی که مسیر زندگی وی را به کلی تغییر می دهد..

هنوز یکسال از زندگیش با جمشید نگذشته بود که طلاق گرفت و مسیر خود را از همسرش جدا کرد.

از همان ابتدا هم می دانست که جمشید مرد رویاهایش نیست اما دیگر دیر شده بود..

این مددکار  می افزاید: مرجان در حالی که به مواد مخدر اعتیاد داشته باردار شده و صاحب فرزند می شود.  

نکته اینکه مداخله به موقع مددکاری اجتماعی توانست از اتفاقات بدتر در زندگی مددجو ، پیشگیری کند .نقش مددکاران اجتماعی بعنوان درمانگران اجتماعی باید بیش از پیش مد نظر تصمیم گیران قرار گیرد.

مرجان ادامه می دهد: همسرم فردی پرخاشگر بود و مرتب مرا به باد کتک می گرفت و من هم چاره ای نداشتم چرا که مسیر زندگیم را اشتباه انتخاب کرده بودم.

مرجان از گذشته اش می گوید از روزهای سخت زندگیش از روزهای که برای فرار از خانه، برای بار دوم  با فرهاد مردی که بیست سال از او بزرگتر بود ازدواج می کند.

پس از شناسایی وی، اقدامات لازم برای درمان مرجان و سم زدایی فرزندش شروع می شود.

وی در خصوص ویژگی های فرهاد می افزاید: فرهاد اعتیاد شدید به انواع مواد محرک داشت و  دچار بیماریهای روحی و روانی شده بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *